السيد علي الحسيني الميلاني

53

نگاهى به حديث ولايت (فارسى)

امير مؤمنان على عليه السلام و بدگويى از ديگران است ، به تشيع متّهم مىنمايند . در هر صورت خالد بن وليد چنين اوصافى دارد و هم چنان كه گذشت ، وى در قضيّهء كنيز ، فرصت را غنيمت شمرد و افرادى را به همراه نامه‌اى به مدينه فرستاد تا آنان هم‌نوا با عده‌اى مانند خود در خُلق و خوى و دشمنى و كينه‌توزى با على عليه السلام ، به هر گونه ممكنى موجبات تنزّل مقام امير مؤمنان عليه السلام را نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله فراهم آورند و گويا براى اجراى اين امر بين خالد بن وليد و منافقان سپاه و منافقان مدينه ، برنامه‌ريزى دقيق قبلى بوده است . البته رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله از تمام اين امور باخبر بوده و از سرائر و بواطن و نيّات سوء اين گروه آگاهى داشته ، ولى آنان كه كنار در خانهء رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله نشسته بودند و مشغول گفت و گو بودند ، حتّى نمىدانستند كه صدايشان از پشت ديوار به گوش پيامبر صلى اللَّه عليه وآله رسيده و در همان هنگام ، آن بزرگوار خشمگين خارج شد و فرمود : ما تريدون من علي ؟ ! ما تريدون من علي ؟ ! ما تريدون من علي ؟ از على چه مىخواهيد ؟ از على چه مىخواهيد ؟ از على چه مىخواهيد .